«آلتپرستان» اثری است که با جراحیِ کلمات، جامعهای را که جهان را تنها از دریچهیِ «عورت و آلت» میبیند، به مثابهیِ یک «قبرستانِ زندگان» کالبدشکافی میکند. مسئلهی مرکزیِ کتاب، نقدِ تقلیلِ هویتِ انسانی به اندامهایِ جنسی است؛ نویسنده استدلال میکند که سیستمهایِ آموزشی، مذهبی و خانوادگی با ابزارِ «شرم»، انسان را پیش از مرگ در کفنی از قضاوت دفن میکنند. شهسواری با واسازیِ آرکتایپهایِ «آلت» (نمادِ مالکیت و سلطه) و «کفن/چادر» (نمادِ زندهبهگوری)، نشان میدهد که چگونه «اقتصادِ ننگ» از طریقِ مفاهیمی چون بکارت و عفت، به تجارت و کنترلِ جانهایِ آزاد مشغول است.
ساختارِ پنجگانهیِ اثر، سیری است از حصرِ خانگی و تبارشناسیِ شرم تا عصیانِ نهایی برایِ بازپسگیریِ هویتِ انسانی. شهسواری با بهرهگیری از نمادهایِ «آنا» (قهرمانِ رهاییبخش) و «پاسبانانِ سنت» (زنانی که خود بازتولیدگرِ سرکوباند)، تضادِ بنیادین میانِ «مالکیتِ بر تن» و «عشقِ مبتنی بر مهر» را به تصویر میکشد. کتاب، مانیفستی است برایِ «انسانگراییِ جانمحور»؛ فراخوانی برایِ تمامیِ کسانی که آمادهاند با دریدنِ خرقههایِ شرم، به جایِ پرستشِ آلت، تقدسِ «جان» را در مرکزِ هستیِ خود بنشانند.
در راستایِ دکترینِ «جانگرایی» و نشرِ سبز، «آلتپرستان» کاملاً به صورتِ دیجیتال و متنباز عرضه شده است. نویسنده با نفیِ کاملِ چاپِ کاغذی و تأکید بر «حقوقِ درختان»، این اثر را به بخشی از مبارزهیِ بیولوژیک برایِ بقایِ زیستبوم و آزادیِ تن بدل کرده است. «آلتپرستان» دعوتی است برایِ آنان که میخواهند از «اقتصادِ ننگ» رسته و با نفیِ «پلیسِ اخلاقیِ خانگی»، جهانی بنا کنند که در آن «تن» نه مایهیِ شرم، بلکه منبعِ پیوند، مهر و آزادیِ مطلق باشد.
