«سرگردانی» روایتی فلسفی و تبارشناسانه است که مفهومِ «انسان» را به مثابهیِ یک برچسبِ زندانیکننده به چالش میکشد. مسئلهی مرکزیِ اثر، گذار از بحرانهایِ وجودیِ ناشی از «جبرِ روزگار» به سمتِ یک کنشگریِ آگاهانه است. نویسنده با واسازیِ هویتِ تحمیلی، استدلال میکند که سرگردانی نه یک نقص، بلکه فرصتی حیاتی برایِ شکستنِ پیلهیِ تکرار و درکِ حقیقتِ «جان» (Jan) است. داستان، آینهای است در برابرِ جامعهای که در آن «اشرفبودن» به تجارتِ تن و زوالِ اخلاق بدل شده و در این میان، شخصیتِ اصلی با عبور از پیلهیِ مفاهیمِ سنتی، به طریقتِ «رهایی» دست مییابد.
ساختارِ رواییِ اثر، سیری است از انزوا و پرسشگریهایِ بنیادین تا پیوستن به جریانی که «آزادی» را نه به مثابهیِ یک آرمان، بلکه به عنوانِ طریقتِ زیستن برگزیده است. شهسواری با بهرهگیری از نمادهایِ «تفنگ» (به مثابهیِ ارادهیِ مهارگسیخته) و «کلبهیِ متروکه» (خاستگاهِ آگاهیِ جمعی)، تضادهایِ میانِ واقعیتِ مسخشده و حقیقتِ جاری در جانها را کالبدشکافی میکند. کتاب، تلاشی است برایِ گسست از سکوتِ ناشی از تعصب و تبدیلِ آن به فریادی برایِ بیداریِ همگانی؛ فراخوانی برایِ کسانی که از تکرارِ ملالآورِ هویتهایِ دروغین به ستوه آمدهاند.
در راستایِ دکترینِ «جانگرایی» و نشرِ سبز، «سرگردانی» کاملاً به صورتِ دیجیتال و متنباز عرضه شده است. نویسنده با نفیِ کاملِ چاپِ کاغذی و تأکید بر «حقوقِ درختان»، این اثر را به ابزاری برایِ حفظِ زیستبوم بدل کرده است. «سرگردانی» دعوتی است برایِ عبور از پیلهیِ «انسانیتِ مسموم» و بازگشت به شرافتِ عصیان؛ اثری برایِ آنان که میخواهند از بندِ «اومانیسمِ سنتی» رها شده و با ایمان به تقدسِ جان، جهانی بر پایهیِ مهر و برابریِ تمامیِ موجودات بنا کنند.
