«حیجان» نه تنها یک اثر ادبی، بلکه مانیفستی فلسفی برای گذار از عصرِ «سلطهیِ انسانمحور» به سویِ دورانِ «وحدتِ جانمحور» است. مسئلهی مرکزیِ کتاب، واسازیِ مرزهایِ جعلیِ میانِ انسان، حیوان و نبات است؛ نویسنده با ابداعِ واژهیِ «حیجان» (حیات+حیوان+جان)، حقیقتی واحد را در کالبدِ تمامیِ موجودات شناسایی میکند. کتاب با کالبدشکافیِ «بزمِ خون» (تمدنِ استثمارگر)، نشان میدهد که رنجِ یک موجود، رنجِ کلِ هستی است و هرگونه قفسسازی، جنایتی علیه ارادهیِ ذاتیِ «جان» برایِ آزادی است.
ساختارِ هجدهگانهیِ اثر، سیری است از بیداریِ فردی تا تدوینِ «جامِ جان»؛ مانیفستی که در آن «آزار نرساندن» نه یک انتخابِ اخلاقی، بلکه یگانه قانونِ حاکم بر هستی است. شهسواری با بهرهگیری از آرکتایپهایِ «روخجلان» و نمادهایِ رهاییبخشی چون «بازویِ دردمند»، تضادهایِ میانِ غریزهیِ شکارگری و تعقلِ اخلاقی را بررسی میکند. این اثر با نقدِ تمدنِ قفسساز (سیرکها و آزمایشگاهها)، مخاطب را به سویِ درکِ عمیقِ «حقوقِ جهانیِ جان» سوق میدهد و «مهر» را نه یک صفتِ فرعی، بلکه یگانه ضامنِ بقایِ زمین میداند.
در راستایِ دکترینِ «جانگرایی» و نشرِ سبز، «حیجان» کاملاً به صورتِ دیجیتال و متنباز عرضه شده است. نویسنده با نفیِ کاملِ چاپِ کاغذی و تأکید بر «قانونِ رهایی»، این اثر را به ابزاری برایِ پاسداری از تمامیِ جانداران بدل کرده است تا در هیچ فرآیندی از نشرِ اندیشه، جانی (حتی گیاه) آزار نبیند. «حیجان» دعوتی است برایِ کسانی که آمادهاند با شکستنِ زنجیرِ مالکیت از دست و پایِ ضعیفترین آفریدهها، به حقیقتِ واحدِ هستی پیوسته و جهانی بر پایهیِ همزیستیِ مسالمتآمیز و تقدسِ حیات بنا کنند.
