Surprise Me!

سریال گودال قسمت 280

2021-03-02 34 Dailymotion

سریال گودال قسمت 280 دوبله فارسی<br /><br />آدرس کانال مشکی ترکی<br />https://www.youtube.com/channel/UCmu9...​<br /><br />لینک کانال تلگرامی مشکی:<br />https://t.me/meshkimedia​<br /><br />داستان قسمت آخر روزگارانی در چوکوروا، فصل دوم. زلیخا و ایلماز به هم می‌رسند؟ مژگان زلیخا را می‌کشد؟<br />https://youtu.be/kcBp2BUALz0​<br /><br />داستان قسمت آخر سریال گودال، فصل سوم. راز یاماچ لو می‌رود؟ وارتلو فدا می‌شود؟<br />https://youtu.be/xszDBYpVIXk​<br /><br />داستان قسمت آخر سریال زن، فصل سوم. بهار و عارف عروسی می‌کنند؟ عاقبت شیرین چه می‌شود؟<br />https://youtu.be/PABScOevTfU​<br /><br />داستان قسمت آخر سریال تردید، فصل دوم. چه بلایی سر ریحان می‌آید؟ راز بزرگ عزیزه چیست؟ پدر میران کیست؟<br />https://youtu.be/canJbyG5KkQ​<br /><br />یاماچ بعد از اینکه با چاعتای توافق می کند و با او دست دوستی می دهد به قهوه خانه پیش سلیم و جومالی می رود و ماجرا را تعریف می کند و می گوید:« درسته که براش گردن خم کردم اما موقتیه. رو در رو نمی شه باهاش جنگید منم می خوام فعلا معطلش کنم تا توی فرست مناسب حقشو بزاریم کف دستش. چون چاعتای اسم محله رو لکه دار کرد و خیلی به گودال آسیب زد.» جومالی و سلیم عکس العمل زیادی به حرفهای او نشان نمی دهند چون ذهنشان درگیر تهدیدهای اخیر چاعتای است. یک روز قبل، چاعتای با فرستادن عکسهای جمیل برای سلیم او را وادار می کند که به دیدنش برود. سلیم به دفتر چاعتای می رود چاعتای به او می گوید که اگر می خواهد رازش لو نرود طرف او باشد. سلیم می گوید:« من خوب می دونم خیانت به خانواده یعنی چی. اگه چیز دیگه ای خواسته بودین شاید قبول می کردم.» چاعتای هم دوباره تهدید می کند و می گوید:« مهمترین چیز واسه ی یه پدر اینه که احترامش پیش بچه هاش از دست نره. شما هم که صاحب بچه هستید.» سلیم به تهدید او توجهی نمی کند و خانه ی او را ترک می کند. از طرفی چاعتای به جومالی زنگ می زند تا پیشنهاد همکاری کردن را به او هم بدهد. جومالی که از دستگیر شدن داملا به تازگی با خبر شده و عصبی است به چاعتای فحش می دهد و بعد هم بلافاصله به خانه ی او می رود. جومالی نگهبانهای چاعتای را می کشد و قصد دارد چاعتای را هم بکشد که محافظهای پرتعداد چاعتای او را با شوکر برقی متوقف می کنند. جومالی وقتی به هوش می آید با دست و پای بسته هم شروع به تهدید کردن چاعتای می کند. چاعتای به او یاد آوری می کند که اگر تسلیم نشود و با او همکاری نکند داملا در زندان خواهد ماند. جومالی می گوید:« تو زن منو نمی شناسی. اون اگه لازم باشه بدون لحظه ای تردید تا آخر عمر توی زندان می مونه اما واسه تو گردن خم نمی کنه.» چاعتای می گوید:« خواهیم دید.» و دستور می دهد که جومالی را به گودال برگردانند.<br />حالا جومالی و سلیم که هر دو تهدید شده اند و در این باره با کسی حرف نزده اند موافق تصمیم یاماچ برای مقابله با چاعتای نیستند. جومالی به یاماچ می گوید:« حالا که قراره عقب بکشیم واقعا عقب بکشیم. تو اگه نمی خوای گردن خم کنی ما پشتتیم اما یه جوری باشیم که دوباره زخم برنداریم.» یاماچ که انتظار چنین حرفی را از جومالی نداشت با ناراحتی می گوید:« باشه اگه لازم باشه عقب نشینی می کنیم.» و از قهوه خانه بیرون می رود. او در پشت بامی با وارتولو دیدار می کند و ماجرای گفت و گویش با جومالی و سلیم را تعریف می کند و می گوید:« بهشون گفتم بیاین بریم بکشیم و نابود کنیم اونوقت اونا قصد دارن پا پس بکشن.» وارتولو قانون وارتولو سعد الدین بودن را یاد آوری می کند و می گوید:« وارتولو سعد الدین جونمرده اما احمق نیست. به طعمه ای که نمی تونه شکارش کنه حمله نمی کنه.»

Buy Now on CodeCanyon